Labkhand - Mahasti
تا با تو خندیدم اسبت رو زین کردی
با این من ساده تو بدترین کردی
گفتی که عاشق شو بگزار بتازم من
هر جور دلم میخواد اون رو بسازم من
یک لبخند یک لبخند بود اوناشتباه من تنها گناه من
یک لبخند یک لبخند بود اوناشتباه من تنها گناه من
تا با تو خندیدم کج شد کلاه تو
شد غرق خودخواهی طرز نگاه تو
گفتی که عاشق شوشدبگزار بتازونم
در عین خود خواهی اون رو بسوزونم
تا با تو خندیدم خود را خدا دیدی
از نسل خاکی ها خود را جدا دیدی
یک لبخند یک لبخند بود اوناشتباه من تنها گناه من
یک لبخند یک لبخند بود اوناشتباه من تنها گناه من
تا با تو خندیدم اسبت رو زین کردی
با این من ساده تو بدترین کردی
گفتی که عاشق شوشد بگزار بتازم من
هر جور دلم میخواد اون رو بسازم من
یک لبخند یک لبخند بود اوناشتباه من تنها گناه من
یک لبخند یک لبخند بود اوناشتباه من تنها گناه من
تا با تو خندیدم کج شد کلاه تو
شد غرق خودخواهی طرز نگاه تو
گفتی که عاشق شوشد بگزار بتازونم
در عین خود خواهی اون رو بسوزونم
تا با تو خندیدم خود را خدا دیدی
از نسل خاکی ها خود را جدا دیدی
یک لبخند یک لبخند بود اوناشتباه من تنها گناه من
یک لبخند یک لبخند بود اوناشتباه من تنها گناه من